خرید بک لینک

ما درختیم

نه روزمان سپید است و
نه شب مان سیاه ...

ذهن ما آواره ای

" شب در کجا"ست
که نمی داند،
بر کدام درد

خویش مویه کند ...

ما درختیم ...

درخت ...

که ایستادن
سرنوشت ماست،
با پایی در خاک و

دستانی با رویش

بی شمار ِ
جوانه ها
پناهگاه پرندگان ِ

هراسانی که از

یکدیگر گریزانند ...

گاهی
به ریشه ها
به تن تبدار درخت
به برگ و بار

این خاک و
به پرندگان

هراسان ِ جنگل،
اندیشیده اید
گاهی کنار رنج

درخت نشسته اید؟

برچسب: نویسنده: سارا اکبری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:26

صفحه بندی