خرید بک لینک

دیشب دوباره
گویا خودم را

خواب دیدم:

در آسمان

پر میکشیدم
و لابهلای ابرها

پرواز میکردم
و صبح چون

از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر،

گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب

من نفس میزد
آنگاه با

خمیازهای ناباورانه
بر شانههای

خستهام

دستی کشیدم

بر شانههایم
انگار جای

خالی چیزی
چیزی شبیه بال
احساس میکردم
.

برچسب: نویسنده: سارا اکبری تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1402 ساعت: 13:49

صفحه بندی