سروده ای زیبا از شاعر جواد الماسی ...
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:56
کاش قلبی به جهان به غم پریشان نشوددل آرزده دگر سر به گریبان نشودکاش خنده بنشید به لبهای همهقسمت چشم دگر قطره ی باران نشودکار پاییز خزان باشد و بر برگ درختکاش فصلی به جز فصل بهاران نشودروز دیدار خورشید و شب دیدن ماهغیر لذت به دیدار نمایان نشودکاش پرپر نشود هیچ گلی در گلدانیا که هیچ آفتی سوی گلستان ...
بیتی بسی زیبا از سعدی شیراز ....
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:56
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام...
میم مثل " مادر " که مثل هیچکس نیست ...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
می گویند ... از پدر و مادر ننوسید شاید یکی پدر یا مادر نداشته باشد و غمگین شود. اما من می نویسم ... از این دو فرشته مهربان روی زمین که هیچکسی مثل آنها نمی شود و نخواهد شد می نویسم ... به نام پدر که از سختی های زندگی چهره اش شکسته شد و هیچ نگفت و لبخند زد می نویسم ... به نام مادر که بعد از خدا ت
دلت را محو خوبی کن ...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
قسمتی از غزل بسیار عالی و زیبای شاعر: سنایی غزنوی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
در جاده زندگی همسفری بهتر از خدا پیدا نمی کنی ...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
شیخ بهایی چه زیبا سروده ....
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
هیچکس ....
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
سایه ی آشفتگی ها از سر دل کم مباد
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما نمی دانم کجا سایه ی آشفتگی ها از سر دل کم مباد ساحلی ایمن تر از دریا نمی دانم کجا سر به صحرا می نهد دریا نمی دانم چرا دل به دریا می زند صحرا نمی دانم کجا با من امشب خلسه ی یاد کدامین آشناست؟ روزگاری دیده ام او را نمی دانم کجا دیدمش
و فقط لبخند می زنم ...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
ای دل من ....
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:00
به نام خدایی که دلها پروانه اوستسلام! به کلبه ادبی " حرف دل " خوش آمدید" چه زیبا می شد اگر صمیمیتهمیشه در دلها یادگاری می ماند...************************زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان فردایی ستکه نخواهد آمدتو نه در دیروزیی ، و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توستشاید این خنده که ام
مهربان باش ...و دلی را نشکن ..
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 19:12
کسی را از خوب بودن خسته نکنیم خدا نکند انسانی از خوب بودنش خسته بشود خدا نکند آدمی بشود که ... مهربانیش هر بار نگران و آزرده خاطرش کرده چرا که آن وقت است که می ماند بلاتکلیف چرا که بد بودن را هرگزبلد نیست . پس مهربانی را ستایش کنیم.. و یادبگیریم دل کسی رو بی مهبا نشکنیم با کلامی چرا که با بخشش هم آن...
شعری زیبا ازشاعر:"ملک الشعرا بهار"
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 19:12
خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا وز سر رشگ و حسدکمتر بیازارد مرا زنده درگور سکوتم من، مگر زین بیشتر روزگار مردهپرور خوار نشمارد مرا مردمان از چشم بد ترسند و من از چشم خوب حق ز چشم خوب مهرویان نگهدارد مرا مرکشاعر زندگیبخش خیال اوست کاش این خموشی در شمار مردگان آرد مرا سینهام زآه پیاپی چاک شد، کو آ...
مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ......
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
چه زیبا گفته مولانا : دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟ مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ......
شعري بسیار زیبا از: مارگوت بيل .... ترجمه شده از شاعر: احمد شاملو ....
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
کاشکی در ''کوچه های''کودکی،،گم می شدم هم ''صدای'' قاصدکهای تکلم می شدم می نشستم زیر"آواز"سپید چلچله بار دیگر ''خیس باران''ترنم می شدم زندگی را می دویدم تا فراسوی"امید" تا که در ''چشم تماشا''یک توهم می شدم ''آرزو'' می چیدم از رنگین کمان شاپرک ناگهان در جنگل پروانه ها"گم"می شدم می تکاندم ''غم''غبار اش...
گاهی دفتروقلم هم ....
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
گاهی دفتروقلم هم تنهایم میگذارند و فقط سکوت باید کرد، روزی دوباره این دل و قلم خاموش ... جان دوباره خواهد گرفت، ودرخت پیر ... جوانه خواهد زد ...
دلسوخته می داند ازدل دلسوختگان ...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
چه زود گذشت برگ برگ عمرم ... انگارهمین دیروز بود نوشتن را شروع کردم اینجا گاه دلتنگ می شوم چون مسافری ... که خاطراتش را جا گذاشته ...و آمده مروری کند ار تلخی ها و شیرینی ها ...
فرزانه برو ....
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
آدم ها بیگانه وار می آیند می آیند و می روند و فقط خاطرات شیرین و تلخی به جا می گذارند اما تو ... آشنا بیا و .... فرزانه برو .....
شعری بسیار زیبا از شاعر: *ژاله اصفهانی*
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
گیاه وحشی کوهم نه لالهی گلدان مرا به بزم خوشیهای خودسرانه مبر به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم مرا به خانه مبر، زادگاه من کوه است ز زیر سنگی یک روز سر زدم بیرون به زیر سنگی یک روز میشوم مدفون سرشت سنگی من آشیان اندوه است جدا ز یار و دیارم دلم نمیخندد زمن طراوت و شادی و رنگ و بوی مخواه به غیر حسرت پر خشم...
دو بیت شعر بسیار زیبای : شادروان نجمه زارع
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:47
کسی دو باره از آن سوی شعر می آید بلند می شوم از جا ...به احترام خودم از این به بعد ... بدون تو نیستم تنها من آشنا شده ام با کسی مثل "خودم"