گیاه وحشی کوهم نه لالهی گلدان
مرا به بزم خوشیهای خودسرانه مبر
به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم
مرا به خانه مبر، زادگاه من کوه است
ز زیر سنگی یک روز سر زدم بیرون
به زیر سنگی یک روز میشوم مدفون
سرشت سنگی من آشیان اندوه است
جدا ز یار و دیارم دلم نمیخندد
زمن طراوت و شادی و رنگ و بوی مخواه
به غیر حسرت پر خشم و آرزوی مخواه
گیاه وحشی کوهم در انتظار بهار
مرا نوازش و گرمی به گریه میآرد
مرا به گریه می آرد ...
برچسب: شعری بسیار زیبا,شعری بسیار زیبا از مولانا,شعری بسیار زیبا از حافظ,شعری بسیار زیبا از فریدون مشیری,شعری بسیار زیبا از سعدی,شعری بسیار زیبا و عاشقانه,شعری بسیار زیبا از فروغ فرخزاد,شعری بسیار زیبا از شهریار,شعری بسیار زیبا برای تولد,شعری بسیار زیبا از سهراب سپهری,
نویسنده: سارا اکبری